۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

دلخوش

قلبم خیلی سنگین شده چون جدیدا خیلیا به دلم نشستن! احساس می کنم یه عالمه ادم نشستن رو سکوهای دلمو دارن پاشونو از بی حوصلگی تاب میدن و دل منم با این کارشون تلو تلو می خوره.
خوشحال کردن آدما خیلی حال میده، خیلی خوبه که ۲۴ساعته مست باشی.
دیروز رفتم تولد، صاحب تولد نبود که شمعشو فوت کنه پس رو کیک توت فرنگی چیدیم، صاحب تولد کیکو نبرید ولی آبجیش براش برید، صاحب تولد دور بود پس مارو از پشت صفحه ی گوشیش نگاه کرد. برگشتنی خیلی خوش گذشت منو سه تا مجنون سوار یه ماشین شدیم و دنبال یه ماشین عروس گاز دادیم و کل کشیدیم و شکلات گرفتیم. 
دیوانه چو دیوانه بیند خوشش بیند خوشش آید(ノ◕ヮ◕)ノ*:・゚✧ ✧゚・: *ヽ(◕ヮ◕ヽ)


/(•
  • big cat
  • چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۷

اندکی متحول می شویم. با آرزوی موفقیت!

دارم سعی می کنم از زندگیم بهتر استفاده کنم. مدت زیادی هست که درحال رویابافی بودم الان دیگه وقتشه، وقت عمل کردن رسیده دیگه بیشتر از این منتظر موندن فقط به معنای از دست دادن فرصت هاست. دارم برا خودم چندتا عادت درست و حسابی جور می کنم. چیزایی مثل مطالعه ی آزاد روزانه. ساعت کمتریو صرف اینترنت می کنم،اعتیادمو به فیلم دیدن کم میکنم(تو مغزم اندازه ی یه کلوب فیلم و سریال هست از هر نوعو ملیتی)، ساعت درس خوندنمو افزایش می دم، کمتر حرف می زنم و سعی می کنم وراجی نکنم، راحتتر می خندم، سعی می کنم تو کارای خونه مشارکت داشته باشم و... پوف کلا زیاده ولی خوشبختانه دیگه قلبم برای دیدن فیلم و انیمه زیاد دچار خارش نمیشه!
چند سال پیش یه گیتار هدیه گرفتم ولی بی عرضه بازی درآوردمو از زیر بار سختی یاد گرفتنش در رفتم ولی حالا خیلی مشتاقم که برم و ادامه بدم چندتا آهنگ هست که خیلی دوستشون دارم  و می خوام یادشون بگیرم(قلبم داره از انتظار مثل ادامس کش میاد).

Image result for ‫کشتن گوزن مقدس‬‎

این فیلم بالایی رو دیروز با خانواده تماشا کردم شما عاقل باشین و مرتکب این جرم نشین _(درکل فیلم خوبی بود شروعش جو سرد و افسرده با دیالوگای تکراری داشت ولی رفته رفته هیجان گرفتو شروع کرد به عصبانی و مضطرب کردن مخاطبش).

دارم رمان ابله از داستایفسکیو می خونم حقیقتش یکم که پیش رفتم اولین چیزی که راجع به پرنس میشیکین به ذهنم اومد شباهتش به مسیح بود و الان که داشتم تو اینترنت راجبش می خوندم گویا داستایفسکیم در ابتدا هدفش همین بوده.جزو رمانای توصیه ای شده ای هست که باید قبل از مرگ خوندش و خوندنشم مثل نوشیدن آبه! به شکل عجیبی سر می خوره میره تو مغزت.
در کنارش هم در حال خوندن بازمانده ی روز از کازوئو ایشی گورو هستم که از زبان یه پیشخدمته و در نوع خودش میشه گفت بهترینه البته این کتابو هدیه گرفتم از روند رمان راضیم به دلم نشسته ولی مطمئا خودم هیچوقت برای خوندن انتخابش نمی کردم،الان خوشحالم که دارمش. این رمان یه کتاب اصیل انگلیسیه که به دست یه مرد ژاپنی به رشته ی تحریر دراومده! هرچند که ایشون از سن کم در لندن اقامت داشتن.(این رمان هم توصیه شده که باید قبل از مرگ خونده بشه)
و اما زوربای یونانی از نیکوس کانزاتزاکیس که بعد از رسیدن به صفحه ی ۱۸۰ تصمیم گرفتم وقتی سنم بیشتر شد ادامش بدم شاید وقتی ۲۰ ساله شدم و از این کتاب چه نتیجه ای گرفتم؟مردای یونانی به شکل خفنی شهوترانن و بیوه بودن حداقل در اون زمان پکیج کاملی از مفاهیم خاصیو ساپورت میکرده!(جزو کتاب هایی که قبل از مرگ باید خوند.) البته من فقط به بخش منحرفش اشاره کردم وگرنه رمان پرمفهومیه.


  • big cat
  • جمعه ۷ ارديبهشت ۹۷