۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چرت نوشت» ثبت شده است

مدرسه! bigcat داره میاد:|


فردا اولین روز مدرسه َست . من بی حسم. بهمون برنامه ندادن پس نمی دونم فردا چه کلاسی داریم. آرزو می کنم که ریاضی و فارسی و زیست و فیزیک داشته باشیم.

خداوندا من می خواستم برم مدرسه ی جن گیری، می خواستم برم یه نینجای کارکشته بشم ولی الان باید یه زندگی دبیرستانی رو مخُ بگذرونم. مدرسه ای که کادرش همه اهریمن و دیون و من حتی یه شمشیر ناقابلم ندارم! خداوندا من تو جبهم هیچ همدست و یاری ندارم و تنهام. رویام این بود که ۳۱ شهریور توسط یه گروه تروریستی دزدیده بشم و گروگان بگیرنم! خدایا فانتزی زده بودم که نگهبانم یه اوتاکو باشه و ما از صبح تا شب با اینترنتی که هک کردن انیمه ببینیم و بعد معلوم شه که اونا تروریست نبودن و در واقع رنجرهایی بودن که می خواستن عضو جدید بگیرن. خدایا امیدوار بودم لباس سیاه گربه ای بپوشم و شبا تو خیابون پرسه بزنم و تبدیل به یه مبارز بشم!

فردا من همراه دوست/فامیلم به مدرسه میرم و تو راه از سرما یخ می زنم و در آرزوی یه دوش آب گرم و یه تشک از پرقو همه ی همه رو به سوی حق ترک می کنم:|


آپاردی سِئللَر بیگ کَتی           بیر آلا گوزلی کیت کَتی

سیل ها big cat را بردند         یک kit kat با چشمان شهلا را



پ.ن: اون شعر یه سواستفاده ی ماهرانه از شعر ترکی سارای بود:|

پ. ن۲: به نام خدا! من هنوز نوجوونم. به من رحم کن:'(

  • big cat
  • شنبه ۳۱ شهریور ۹۷

سال های دور از خانه

روزای آخر لحظه شماری می کردم برگردم خونه. از بی حوصلگی و دلتنگی شاعر شده بودم:| دراز می کشیدم رو تخته بند نَن جونم و با سوز و گداز از سارای می خوندم و اون وسطا چند تا شعر ترکی هم سرودم و کلا رد داده بودم. بعضی وقتا هم چند تا از بیتای حافظ یادم میفتاد و خیلی سنتی می خوندمشون( خودم که خیلی حال می کردم) :\

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است            عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق          ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان           مضطرب حال مگردان منِ سرگردان را

هرکه را خوابگه آخر نه که مشتی خاک است         گو چه حاجت که براری به فلک ایوان را

...

یه شبم که با یه بنده خدایی ساعت ۱ از دیوار رفتیم بالا و پریدیم تو حیاط همسایه( خرابه و محل شارژ شدن معتادها) صرفا محض دزدیدن چندتا انار نرسیده و کرم خورده:| خیلی تاریک بود و فیلممون شبیه این فیلم ترسناکای آبکی شده بود:\

خلاصه بعد از این ماجراجویی کوچولو که هنوزم جرعت نکردم راجع بهش به پدر گرام چیزی بگم برگشتیم خونه و کلا پاهام خیلی خوشحال بودن که دارن اینجا راه میرن:| بیچاره ها دچار شعف عظیمی شده بودن!

تصمیم گرفته بودم بعد از اینهمه دوری خودمو با انیمه و مانگا خفه کنم، اتفاقا خودمو خفه کردم و جای تعجب داره که هنوز زندم! یعنی من فناناپذیری هستم که تا به امروز در جامعه ی انسانی خفته بودم؟ بیخیال فک نکنم خیلی مهم باشه:\


  • big cat
  • جمعه ۲۳ شهریور ۹۷

خداوند متعال حافظتان باشد!

به شکل عجیبی از شخصی منفور برای روز دختر کادو دریافت کرده و مدتی خجالت زده بابت کندن کاکل هایش در ایام عید درخود فرو رفتم و سپس پس از چندی تامل یه استیکر انیمه ای روانش ساختم.
خداوند متعال گناهانم را ببخشاید ولی تمام فحش هایی که او را دادم تمام و کمال حقش بود و یادش باشد که با همان فحش های بنده اینچنین عاقل و بالغ گشت!

خداوند متعال به من اندکی نیروی دروغگویی به والدین عطا نکرد و بنده همچنان در مقابل پدر ضایع شده و دچار افت فشارحاد می شوم و در عین حال خداوند را شکر می گویم که در حال دیدن انیمه ی !btooom لو نرفته و حیثیتمان حفظ گشت.

خداوند شما را گرفتار مصدومیت های تابستانی نکند که درد سنگینی است برای شانه های نحیفتان. ما قوی نبودیم اما گرفتار گشتیم هرچند که گله ای ندارم و این مرام ما خانه نشین هاست.
  • big cat
  • يكشنبه ۲۴ تیر ۹۷