۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رمان» ثبت شده است

ریوردن و اساطیر یونان

کسی مجموعه ی پرسی جکسون و خدایان یونانو خونده؟

من اطلاعات پایه و علاقم به اساطیر رو مدیون ریک ریوردن، نویسنده ی این مجموعه، هستم. واقعا قابل تحسین هست که شخصی بتونه در چنین قالب هیجان انگیزی(فانتزی) یه عالمه اطلاعات سخت و اسمای ناشنیده و داستانای متعدد رو تو مخ یه نوجوون فرو کنه:)

و اما آقای ریوردن اینجا متوقف نمیشه و وقایع نگاری کین رو هم منتشر میکنه. و اینبار اساطیر مصر هست که به صورت نوارهای ضبط شده از جانب یه خواهر و برادر، اطلاعات مهمو تو ذهنتون حک می کنه.( هرچند که من پرسی جکسونو بیشتر دوست داشتم)

و بازهم هیجان تجربه ی علم با ریوردن متوقف نمیشه. ۳۹سرنخ هم بود(با همکاری هفت نویسنده ی  دیگه). یه مجموعه ی دیگه که اطلاعات جامع و تاریخی متفاوت رو سر میده تو ذهن خواننده.

 

تا امروز نتونستم هیچ کدوم اینهارو کامل بخونم. چون همه رو pdf خوندم و مثلا اون دوره که پرسی جکسونو می خوندم تازه داشت ترجمه میشد(با سرعت پایین). ۳۹سرنخ فقط تا جلد۶یا۷ ترجمه شد و وقایع نگاری کین هم افتاد زمان ششم ابتدایی(وقتی برای آزمون ورودی خرخونی می کردم) و بله همه ناتموم موندن.

با اینحال پرسی جکسون تاثیر مثبتی ایجاد کرد. اون دوره یه عالمه رمانای فانتزی خوندم که بعضیاشونو حتی اسمشم یادم نمیاد ولی چقدر خوبه؛ کتابی هم این بین خوندم که موثر بود. با تشکر از نویسنده:)

 

 

  • big cat
  • جمعه ۲۶ مهر ۹۸

من دختری زشت رو بودم

 

رمان «من دختری زشت رو بودم»، دومین رمان معروف بانو آنماری سلینکو، نویسنده اثر جاودانه «دزیره» است که در طول نیم قرن گذشته، هزاران هزار خواننده در سراسر دنیا را شیفته و محور قلم زیبا و صمیمانه ی خود کرده است. این کتاب تا اندازه ی بسیار زیادی بیوگرافی خود نویسنده می باشد.


خیلی خلاصه وار، این کتاب داستان دختریه که خیلی زشته ولی تا قبل از اینکه مردی به اسم کلودیو پلس رو ملاقات بکنه از این حقیقت تلخ که مخصوصا اون دوران شکست بزرگی برای یه خانم محسوب میشد، خبر نداشت. اونچه که من از این کتاب فهمیدم این بود؛ اگر زشت هستی و طالب زیبایی، یه عالمه پول خرج کن و زحمت بکش و بهش برس ولی یادت نره که آخرسر هر زیبایی که بدست میاری یه بلوف بزرگه و قرار نیست که نجاتت بده و خوشبختت کنه. اون چیزی که باید در زندگی برات تبدیل به هدف بشه اینه که درونت و شخص خودتو شکل بدی و زیبا بکنی.


صورت زیبای ظاهر هیچ نیست               ای برادر، سیرت زیبا بیار

سعدی  

  • big cat
  • يكشنبه ۱۶ دی ۹۷

رستم، اودیپ ، جَم

چند سال پیش که برای اولین بار داستان رستم و سهراب رو خوندم؛ این بخش از شاهنامه اونقدر تاثیر گذار بود که حتی بابتش گریه هم کردم! حقیقتش دوست نداشتم زندگی سهراب اونجا تموم بشه و رستم اینطور بالاسر پسر خودش تو حس سرد پشیمونی فرو بره به همین خاطر این داستان واقعا ناراحتم می کرد.

و همینطور تقریبا چند ماه پیش بود که به واسطه ی پیدا کردن اطلاعاتی راجع به اسفینکس با اودیپ آشنا شدم. این بخش از اساطیر ازون قسمتهایی بود که چند بار و از چند جا مطالعش کردم؛ داستان خودشو، خانوادشو و سرنوشت نحسشون که همه به پایان بدی منتهی شدن. از این افسانه خیلی بدم میاد یعنی در عین حال که جذبم می کنه، از خوندنش مو به تنم سیخ میشه و بدحال میشم. سرنوشت شوم و نحس اودیپ و اطرافیانش غمگینم می کنه و حسش مثل دیدن تصویر کرونوس در حال خوردن بچه هاشه. واقعا واقعا از این تصویر بدم میاد و این داستان وقتی برای بار اول خوندمش همچین حسی بهم داد.

اینها به کنار چند روز پیش که رشت بودیم به کتاب فروشی جنگل هم رفتیم جهت تهیه ی هدیه ی تولد بنده:) از بین کتابایی که مد نظرم بود فقط تونستم یکیو پیدا کنم و بدبختانه حتی یه داستان کوتاه هم از لاوکرافت پیدا نشد. به همین خاطر به وقت رفتن فقط با یه کتاب تو دستم بین کتابای قفسه چشم می چرخوندم و نمی دونستم کدوم کتاب انتخاب مناسبتریه و به همین دلیل از پدرم خواستم که یه کتاب برام انتخاب کنه و اون هم یه نگاه به قفسه ی اول انداخت و مو قرمزِ اورهان پاموک رو بیرون کشید و داد دستم.

چهارخط اول از پشت کتاب؛

موقرمز آخرین رمان منتشر شده ی اورهان پاموک است. نویسنده ی نوبلیستِ نامِ من سرخ و شوری در سر در این رمان قصه ای بی نهایت متفاوت روایت می کند که یک تکه اش برآمده از قصه ی رستم و سهرابِ فردوسی است و تکه دیگرش از اُدیپوسِ شهریار سوفوکل.


کرونوس که فرزندان خود را یکی پس از دیگری به محض تولد می بلعد.



نگاره ی رستم و سهراب در کاخ گلستان




پ.ن: اونجا یه پسری بود که کتاب ناطوردشت رو برداشته بود، نمیدونم خودش می دونست یا نه ولی اون لحظه خیلی شبیه هولدن کالفیلد بود:)))


  • big cat
  • چهارشنبه ۲۸ آذر ۹۷