۱. وبلاگ نویسی رو چطوری و از چه زمانی شروع کردین. از حال اولین پستتون بگین و اگر میدونین روزش رو هم بنویسین. حال و هوای اون روزها رو بگین


 اینکه چطور اصلا تصمیم گرفتم که یه وبلاگ داشته باشم برمیگرده به بلاگری که راجع به نویسندگی می نوشت و کتاب وبلاگ از کلید. این کتابُ نخریده بودم و قرضی بود( الان کنار دستمه) که چند سال موند تو کتابخونه و همینطور خاک خورد تا اینکه یه روز( شهریور۹۶) فقط با دیدن عنوان کتاب وسوسه شدم یه وبلاگ داشته باشم:) محتواشم درست و حسابی نخوندم ولی تاثیرشو گذاشت و من اولین وبلاگمو تو همون تاریخ راه اندازی کردم(تا چند روز بی دلیل بابتش می خندیدم). راستش هیچ ایده ای نداشتم که اولین پستم چطور باید باشه. قبلا یه چیزایی از وبلاگ نویسی تو سایت متمم خونده بودم ولی فقط اینش یادم مونده بود که بهتره پستها عکس داشته باشن:) منم یه شعر سفید که دوران ابتدایی نوشته بودمو با یه عکس که بهش بخوره پست کردم و خیلی هیجانزده بودم.

۲. وبلاگ نویسی آیا چهارچوب خاصی داره؟ آیا باید به یک قواعدی پایبند بود یا خیر؟ نظرتون رو بگین


 مطمئن نیستم چون به هرحال من اون کتابو هیچوقت کامل نخوندم:) به نظر من اینجا یه محیط آروم و امنه که شما می تونین راجع به چیزهایی که دلتون می خواد بنویسین. اگر قرار باشه براش قاعده ای تعیین کنیم و نوشته های کسیو با این قواعد زیر سوال ببریم تنها کاری که کردیم از بین بردن احساس آزادی و خوشحالی هست که این مکان به کاربراش میده.

۳. مخاطب هدف شما معمولا کیه ؟ برای کی می نویسین؟ (مخاطب خاص منظورم نیست. خوانندگان وبلاگ منظورمه.برای کدام دسته از خوانندگان می نویسین)


شخصیت هر فرد از بُعدهای متفاوتی تشکیل شده و در این اثنا ممکنه بخش هایی از شخصیت من با بخش هایی از آدم هایی که در ظاهر ممکنه اصلا شبیه من نباشن مشترک باشه پس نمیشه مشخص کرد که دقیقا چه افرادی ممکنه از نوشته های من خوششون بیاد و در کنار همه ی اینها این وبلاگ برای من مثل یه دوسته و من برای این دوستم می نویسم و این دوست ما هیچ سلیقه ی خاصی نداره هرچی بهش بگم گوش میکنه:)

۴. وضعیت فعلی وبلاگستان رو چطور می بینین؟


خب خودمو در سطحی نمی بینم که بیام نظرات تخصصی ارائه بدم ولی وقتی وارد اینجا شدم فکر کردم که همه چقدر با هم دوستن:) و راستشو بخواین تابحال اینهمه آدم باحالو یه جا باهم ندیده بودم. اینجا یه جوریه که تو می تونی زندگی و تفکرات آدمارو از نزدیک لمس کنی.

۵. فکر می کنین برای جلوگیری از کپی کردن چکار میشه کرد؟ آیا مشکلی با کپی شدن دارین؟


 واقعا چیزی نمی نویسم که نگران کپی شدنش باشم و بیشتر ناراحتم برای خود اونایی که کپی می کنن چون واقعا هدفشونو از اتلاف وقت و اینترنت در مسیر کاپی( به یاد سندی) درک نمی کنم و خیلی بی معنی به نظر می رسه.

۶. آیا شبکه های اجتماعی دشمن وبلاگ نویسی ان؟ به نظر شما چه تاثیری روی وبلاگ داشته؟


دشمن؟پوووففف(از پوفای بابای داوود تو ۵۰ کیلو آلبالو) پشه هم نمی بینمشون:) به شخصه دوست ندارم جایی بنویسم که اینهمه بی درو پیکره در ضمن من هنوز نمی دونم چطور باید از توییتر و فیسبوک استفاده کنم(کی میره اینهمه راهو؟) و تاثیرش رو وبلاگ نویسی مثبته چون داشتن اکانت تو شبکه های اجتماعی که الان خیلی رو بورسن کاریه که همه انجام میدن ولی وبلاگ نویسی فرق می کنه. شبکه های اجتماعی جلوی الکی مد شدن وبلاگ نویسیو گرفتن:) پس بیشتر اونایی که اینجان خیلی باحالن.

۷. وبلاگ نویسی چه اثری روی زندگی شخصی تون گذاشته؟ بیشتر در موردش بنویسین؟


 احساس می کنم که کمی تغییر کردم و شاید بشه گفت اعتمادبه نفس بیشتری پیدا کردم. راستش من خیلی خجالتیم و بعضی وقتا در ارتباط با مردم زیاد احساس راحتی نمی کنم ولی اگر این حقیقتو به هر کدوم از اطرافیانم بگین یه دونه ازون پوفا می کنن براتون که هع اینو می گی؟ ولی این ویژگی چیزی نیست که بخوام اینجا پنهانش کنم به همین خاطر باعث شده که مثل قبل از استرس الکی هی نخندم، اگر حالم بد شه با پدر مادرم صحبت می کنم و حتی یه بار گفتم که می خوام برم بیرونو شاید کمی طول بکشه و همچین چیزایی. احساسات مثبتم هم در کنار اینا رشد کردن و بیشتر شدن و کلا فکر می کنم انتخاب درستی بود اومدن به اینجا:)

۸. قدرتمند ترین زمانتون توی وبلاگ نویسی به نظرتون کی بوده و به نظر شما چه چیزی قدرت حساب میاد؟ بر اساس چه مبنایی این فکر رو می کنین؟


قدرتمند؟ مطمئن نیستم که به چه چیزی میشه لقب قدرتمند داد. در ضمن خیلی بدرد بخورم نیست:| حتی نمیشه خوردش:\ من فقط یه ساله که اینجام نمی تونم هیچ ابراز نظر خاصی داشته باشم.

۹. چقدر نظرات وبلاگ و آمارتون براتون مهمه (چه محتوایی چه تعدادی)‌؟ کامل توضیح بدین


 من عاشق اینم که بیام و ببینم اون بالا نوشته شده باشه ... نظر جدید و همینطور آمار بازدیدو چک می کنم:) اگر نظر جدیدی نباشه اینطوری به خودم روحیه میدم که شاید چیزی که نوشتم نشه براش کامنتی گذاشت و راجع بهش حرفی زد ولی وقتی کسی وقت میزاره و نظرشو میگه خیلی خوشحال میشم. چون آدم وقتی با یکی صحبت می کنه دوست نداره همش گوینده باشه دوست بعضی وقتها هم شنونده باشه:)

۱۰. وبلاگ چه چیزی رو به شما داد و چه چیزی ازتون گرفت؟


وبلاگ به من فرصت پیشرفت و پیدا کردن دوستان جدیدو داد و حجم ناچیزی از نتمو به غارت برد.

۱۱. مشکلاتی که سر راه وبلاگ نویسی هست چیه؟


 مطمئن نیستم ولی فک کنم شاید همه نتونن تمام اون چیزهایی که می خوانو بیان کنن چون به هرحال اینجا دنیایی هست که همه کنترل می شن و در کنار اینها شاید ترس از قضاوت خواننده ها هم از مشکلاتی باشه که انگیزه ی افرادُ برای نوشتن کمرنگ می کنه.

۱۲. حذابیت وبلاگ ها و وبلاگ نویسی توی چیه؟


اینجا نسبت به شبکه های اجتماعی محیط خودمانی تری داره و همینطور وبلاگ همه باهم فرق می کنه و محتواش هم باحالتره و یجورایی مثل اینه که داری به بقیه نگاه می کنی. می دونی مثل اینه که تو اینجا در دغدغه های افراد شریک میشی ، بدون در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی یا کسی که هستی.ق می تونی با آدم های مختلف برخورد های دورادور داشته باشی. اینجا برای من مثل اتاق دوممه:)

۱۳. چی نگه تون داشته که نوشتن وبلاگتون رو ادامه میدین؟


 آشنا شدن با آدمای جدید. من برای اولین بار تصمیم گرفتم که از یه جمع ناامیدانه فرار نکنم و دارم سعی می کنم که قایم نشم، آره میلِ به تغییرهست که منو نگه داشته:)

۱۴. دوست خوبی از وبلاگ پیدا کردین؟ چقدر باهاش صمیمی شدین؟


 خب من هیچ ایده ای از روابط موجود در فضای مجازی ندارم پس نمی تونم بگم که آیا دوستی پیدا کردم یا نه؟ همینطور هیچ آشنایی با میزانِ ممکنِ صمیمیت تو فضای مجازی ندارم.

۱۵. آرزو و ایده آل شما در وبلاگ و وبلاگ نویسی (چه خودتون چه دنیای وبلاگ نویسی) چیه؟ بنویسین


 آرزوم اینه که روزی بتونم خیلی خوب بنویسم، تاثیرهای خوب بگیرم و با آدمای باحال آشنا بشم و بالغ تر بشم. دوست دارم آدمای بیشتری با اینجا آشنا بشن و بیان از دل خودشون بگن، از چیزایی که دوست دارن حرف بزنن، بنویسن که اگر تو دنیای واقعی کسی به حرفشون گوش نکنه بدونن که اینجا گوش های شنوایی هست، هرچند اندک ولی هست:)


 
blog.hatef.click