اینکه بدونی اسمت چیه دلیل نمیشه که بدونی کی هستی. حتی بعضی وقت ها با دونستن اسمت، نشانیت و موندن جلوی آینه تو هنوز هم نمی دونی که کی هستی. اینکه بدونی اسمت چیه و ساعت چنده و کجا هستی دلیل نمیشه که یادت بمونه وجود داری. اینکه اسم آدمای اطرافتو بدونی ، دلیل نمیشه بشناسیشون و حتی با دیدنشون تو واقعا نمی دونی که اونا دقیقا چطور هستن. 

اگر زنجیر از هم گسسته ای تو وجودمون نبود، ممکن بود کمتر کارهایی رو انجام بدیم که رفته رفته باعث نابودیمون بشه. اگر همچون چیزی تو وجودمون نبود با خودمون راحت تر بودیم، موفق تر بودیم و خوشحال تر.

بعضی وقت ها زیر آفتاب،‌بعضی وقت ها زیر موج پرنده های مهاجر و بعضی وقت ها زیر بارون شاید بتونیم یه ملاقات ویژه با خودمون داشته باشیم. در چنین مواقعی متحول می شیم و دیگه نه تنها از خودمون دور نیستیم بلکه با اطرافمون، محیط اطرافمون، یکی می شیم.

نوشته شده از ته دل