امروز اولین روز مدرسم بود هرچند که باید دومی می بود ولی اولی بود!به طور کلی هنوز هیچ اثری از احساسات اول سالی در خودم ندیدم.

مدرسه امسال عجیب غریب شده.به در پشتی که همیشه بستست  قفل زدن یه چیزه بلندیم نصب کردن بالای در که فکر بالا رفتن و در رفتن از درو دید زدن کوچرو باید از سرت بیرون کنی(تنها کسی که به خودش زحمت اینکارارو میداد من بودم -ــ-) این به کنار رو دیوارای حیاط کناری یه عالمه تیر آهن زدن اونم به صورت ضربدری!هرچند که دیوار جوری نبود که بشه معمولی ازش بالا رفت باید نردبون می زاشتی ولی احتیاط کردن دیگه!بقیه ی دیوارا هم تیرآهن های ضربدری زینت شده با چندلا سیم خاردار‍! حیاط بزرگه به همین خاطر تقریبا ۶ یا ۵تا دوربین مداربسته زدن بعلاوه ی طول و درازای راهروی هر سه طبقه!یه تلوزیون بزرگم گذاشتن اتاق مدیر که ازونجا به کارای همه نظارت می کنه!قبلا هم برای اردوهای نزدیک مدرسه اگر کسی رضایت نامه نمیاورد تلفنی به خانوادش زنگ می زدن ولی الان برای سر کوچه باید رضایت کتبی والدین باشه!و فقط به اشخاصی اجازه خروج از کلاس میدن که رو به موت باشه تازه اونوقتم مدیر میاد چک کنه طرف چرا از کلاس خارج شده!ناظممون کاملا جوگیره و بدجور می خواد نظمو برقرار کنه! اگر در حال صحبت نباشه همه جارو با اخم میپاد!همه چی خیلی مشکوکه اصلا به شلوار لی تنگ من گیر ندادن!مشکوک شدم این با سال اول مدرسه که در ورودی همیشه باز بود فرق می کنه الان نه تنها در ورودی مدرسه بسته میشه بلکه در بعدی و میله ای که از در اصلی چند متر فاصله داره هم قفل میشه!همه چی خیلی مشکوکه!باید بفهمم چی شده این افرادو باید به مبارزه طلبید، مبارزه ی حقیقت یابی '̀-'́)ง)

در کنار همه ی اینها معلم هایی که اصرار دارن اولین جلسه با سخنرانی های نوع دوستیشون بترکونن خیلی خیلی ((


پ.ن:جهت اطلاع مدیرمون مدیر برتر مدارس سمپاد استانه (¬_¬)