شنبه ی پیش رو،۱۶شهریور، روز وبلاگ نویسی هستش:) در همین راستا هاتف تو این پستش همه رو به یه چالشی دعوت کرده. 

بنده سال پیش هم در چالش مشابهی شرکت کرده بودم ، ولی در عرض یک سال کلا خیلی تغییر کردم پس خوبه که دوباره راجع بهش بنویسم.

 

اول اینکه در رابطه با عنوان، هرکی تابحال مطالعه کرده باشه پستامو، برای همه روشنه که به شکل حرفه ای وبلاگ نویسی نمی کنم. (یادم رفت که عنوانو تغییر دادم:| اول عنوانش بلاگرم بود)

۲یا ۳ سال پیش خیلی اتفاقی با یه وبلاگ مستقلی آشنا شدم. وبلاگ شاهین کلانتری، ایشون کلا راجع به نوشتن می نوشت. البته الان یکم تغییر کرده محیط وبلاگ با اون زمانی که بنده نوشته هاشو دنبال می کردم ولی شاید ازونجا بود که این فکر تو سرم افتاد که منم یه وب داشته باشم.

 احساسم به وبلاگ نویسی

 از نوشتن اون چیزایی که تجربه می کنم لذت می برم. وبلاگ نویسی، به اون شکلی که تجربش می کنم، فقط برای به اشتراک گذاشتن با بقیه ی آدما نیست. من اونچه که پشت سر گذاشتم و احساساتمو با خوده آیندم هم به اشتراک میزارم. اینطوری می تونم ببینم کجا بودم و آیا تغییراتم درست بوده یا نه؟

بهترین پستم

نمی تونم بگم که تا الان بهترین پستی داشتم، چون اونوقت این معنارو میده که پرمحتواست ولی من اینهمه ها هم اعتماد به نفس ندارم:)

ولی این پسته، با صداقت و از عالم دل نوشته شده. درسته که وقتی نوشتمش تحت تاثیر خیلی مسائل بودم، تحت تاثیر یه سری آدما و عقایدشون. در اون زمان، دوران مشمئز کننده ای رو تجربه می کردم با اینحال بخش اعترافاتشو دوست دارم:)

چی بهتون میده

راجع به اینکه وبلاگ نویسی دقیقا چه چیزی بهم داد میتونم بگم، تجربیاتی که تجربه نکردم:) 

سخن آخر

اگر تا به حال نوشتن تو همچین محیطی رو امتحان نکردین پس دست به کار بشین. مهارت خاصی نمی خواد:) بقیه رم می تونین دنبال کنین و شریک احوال شخصیتشون بشین:))

 

بعدا نوشت: شما هم در چالش ۱۶شهریور شرکت کنین و خاطراتتونو به اشتراک بزارین:))

 

با تشکر از هاتف عزیز ✧⁺⸜(●′▾‵●)⸝⁺✧