خب ابتدا می خواستم که تجربه هارو روز به روز بنویسم. ولی چون در طول سفر دستم از هر نوع کاغذو قلم فیزیکی و غیر فیزیکی خالی بود فقط شماره بندیشون می کنم.

۱. وقتی برای اولین بار به شهری می رین از آب لوله کشی ننوشین و حتی در نارنجیترین مواقع از آب معدنی استفاده کنین. چون ممکنه آب لوله کشی اون شهر یا کلا مناسب نباشه یا صرفا فقط معده ی شما خار داشته باشه و دل پیچه بگیرین.

مثل تجربه ی روز اول بنده. بعد از آشامیدن آب لوله کشی اصفهان(خیلی آب سنگینیه) معدم طوری باد کرده بود که به قفسه ی سینم فشار میاورد و تب سردوگرم داشتم. از شانس بد هم تو خیابون بودم و والدینم منو مثل جسدای عملی پشت سر خودشون میکشیدن:| حالا راه حل این وضعیت چیه؟ بهترین راه اینه که بالا بیارین و خلاص شین. نه قرصای تهوع آور و نه رفتن زیر سرم کمک حالتون نمیشه. بهتره یه نوشابه(ترجیحا سیاه:) بگیرین و یه نفس برین بالا. بعدهم یه جای خلوت پیدا کنین و دستتونو تا آرنج بکنین تو حلقتونو تا عقتون نیومد خارج نکینین:| هیچی دیگه ادامه نداره.

۲. بهترین اطلاعاتو می تونین از راننده های تاکسی(اونایی دوست دارن حرف بزنن) بدست بیارین. اتفاقا اکثرا هم همکاری می کنن و با علاقه ی زیاد شمارو راهنمایی می کنن. شما می تونین درباره ی خیابونای مناسب برای اجاره ی سوئیت(بعضی راننده ها شماره هم دارن)، فروشگاه های ارزون قیمت، گزفروشی های بهتر، تمام آدرسایی که می خواین، ازشون بپرسین.

۳. هیچوقت احساس امنیت و اعتماد نکنین. حتی تو یه امامزاده ی خلوت هم امکان سرقت وجود داره. مثل تجربه ی ما که تو یه امزاده ی سوپر خلوت گوشی مامانمو زدن:|

۴. اگه عرق سوز شدین و کرم نداشتین چه کنین؟ اینم یه تجربه ی شخصیه:| اینطور مواقع میتونین از خمیردندان، روغن جامد(بسیار موثر)، افترشیو استفاده کنین.

۵. فریب گزفروشی هایی که گزای ویژه با انگبین(گیاهی که زمانهای قدیم از اون گز میساختن) می فروشن نخورین. در واقع انگبین کیلویی تقریبا ۸تومنه و خیلی هم نایابه. امکان کشت گستردش نیست و اصلا فروشش غیرقانونی محسوب میشه. چنین گزهایی رو بیشتر مردم بومی که آشنا دارن میتونن دسترسی داشته باشن.(اوناهم البته مخصوصا سفارش میدن)

۶. مترو اصفهان برخلاف تهران هستش و فروش بلیط نداره. یعنی شما باید به مسافرایی که کارت دارن پول بدین تا جای شما حساب کنن.

۷. اواخر تابستون با وجود هوای مناسب،قیمت اقامتگاها افزایش پیدا میکنه.

۸. فروشنده های بازار قیصریه زیاد قابل اعتماد نیستن برای مثال راسته ی مسگرانش با وجود اینکه اکثر جنساشون از زنجان بود ولی قیمت هیچ دونفری مثل هم نبود.

 

متاسفانه به موقع یادداشت نکردم و خیلی مسائل فراموشم شده. همینقدر بود تجربه هام:)

اصفهان درکل شهر قشنگ و سرسبزیه. مردمش نسبت به اردبیل و گیلان(اونایی که آشنایی دارم) سنتی تر هستن. یه سری فرهنگای خیلی خوبی بین مردمش جاافتاده و اگه حواستون جمع باشه اذیت نمی شین. 

در این بین نکته ی منفی که بنده مشاهده کردم  نسل جوان بود. نسل جوان به نظر غیرقابل اعتماد، اکثرا سیگاری(بعضا آزاردهنده میشد) و البته بی ادب بودن. فقط همین بود چیز بیشتری ندیدم. 

چیزی که این وسط باعث شد خیلی تعجب کنم کشت برنج تو اصفهان بود!!! با وجود کمبود آب اونجا نه تنها برنج که خربزه و هندوانه هم کشت میشه.