ای کاش دنیا متوقف میشد تا ثانیه های بیشتریو اینطوری از دست نمی دادم.

ای کاش یه جا بود که ادم درخواست می داد تا چند نفر بیان بدزدنش ببرن یه جایی گم و گورش کنن.

ای کاش من یه نوجوون آمریکایی پایین شهری بودم اونوقت اونقدر یاغی میشدم که همین الان از خونه بزنم بیرون و برم شبمو تو یه خرابه روز کنم.

ای کاش یه دیوونه بودم تو تیمارستان اونوقت به جای سوت زدن اونقدر داد می کشیدم که حنجرم زخمی بشه و اخر سرم کسی بازخواستم نمی کرد که چرا داد می کشم.

ای کاش کمی به جای باهوش بودن کودن بودم اونوقت مردم این همه ازم انتظار نداشتن.

ای کاش یه مرکز تغذیه ای بود آدم میرفت می گفت یه چیزی بده بخورم قلبم کمی وزن کم کنه.