سلام من آراکنه هستم. عنکبوت bigcat ، از آشنایی با شما خوشوقتم! /(•◡•)

یه داستانی راجع به زندگی قبلی من وجود داره، این داستان روایت وقتیه که من دختر جوونو هنرمندی بودم، وقتیکه فکر می کردم بهترین بافنده ی کل یونانم!

به هر حال من اون زمان تصمیم گرفتم به همه ثابت کنم که کارم از آتنا(ایزدبانوی بافندگی) هم بهتره پس ما با هم رقابت کردیم و من یه پارچه بافتم از دلدادگی های ایزدای اولمپ،‌ راستش اونقدر خوب از آب دراومده بود که آتنا کُپ کرد! ولی این کپ کردنشم کار دستمون داد و در نتیجه من از ترسم خودمو به دار کشیدم! آتنا هم دلش به حالم سوختو من الان خیلی عنکبوت طور تو مجالس حاضر میشم